بگذار مــردم هرچه دلشـــان مــﮯخواهد بگویند! مــَن فقط، از تــو مـﮯ گویــَم… کـلـمـات را مـثل ِ گـلـبـرگ زیـر پـای تـو مـیریـزم کـه راه گـم نـکـنـی و بـر کـاغـذم بـمـانـی
برچسب:
نویسنده: رها مهدوی
مثل خنده نوزادی که غرقِ خواب است، مثل شربت خنکِ آلبالو در یک روز گرم،مثل اولین گاز از گوجه سبز بعد از یکسال صبر، صدای موج دریا در شب، بوسه های ناگهانی، مثل دستانِ گرم ِمادر بزرگ، دوست داشتنت همین قدر شیرین است... .
برچسب:
نویسنده: رها مهدوی